عبور از سدّ، نه ماه حبس، ۸۰ ضربه شلاق: جُرم صداقت علمی؟
دو کِرْم، پدر و پسر، بودند که در گُه زندگی میکردند. پدر به پسرش گفت:
«ببین چه زندگیِ فوقالعادهای داریم. کُلی غذا برای خوردن و آب برای نوشیدن داریم، ضمناً از دست دشمنان هم در امان هستیم. هیچ نگرانی نداریم.»
پسر به پدرش گفت:
«اما پدر، من دوستی دارم که در سیب زندگی میکند. او نیز کلی آب و غذا دارد و از دست دشمنان در امان است، اما در محیطی خوشبو زندگی میکند. نمیشود ما هم در سیب زندگی کنیم؟»
پدر در جواب او گفت:
«نه، نمیتوانیم.»
پسر پرسید:
«چرا؟»
«چون پسرم، این گُه خانهء ما است.»
عبور از دیوار
ص۲۸۵، مطلع فصل ۱۱[1]
در چند ماه اخیر دو حکم قضایی، پس از چند مرحله، برای بیان یا انتشار موضوعی مرتبط با امر انتحال در ایران صادر شده است: در یک مورد یک استاد دانشگاه که موضوع یک انتحال را علنی کرده به ۸۰ ضربه شلاق محکوم شده؛ در موردی دیگر یک پژوهشگر در یک مرکز پژوهشی به دلیلی مشابه به ۹ ماه زندان. هر دو از پژوهشگران و دانشگرانیاند که در سطح جهانی کار میکنند، به گفتهء من از سدِّ خرد نقّال عبور کردهاند و دانشگرانی با خرد فعالاند.
من وارد جزییات موضوع ادعای انتحال و فرایند قضایی نمیشوم. آنچه برای من مهم است درک و تحلیلِ مصداقیْ واضح از عقب افتادگی امر علم در ایران است؛ مصداقی از همان سندرم دورهء نقل که در کتابم با همین عنوان بهتفصیل آوردهام و در نوشتههای سال گذشتهام با مطرح کردن مفهوم خردِ نقّال در مقابل خردِ فعال و دانشگری کوشیدهام به درک آن نزدیک شوم[2]. شک ندارم اگر از مسئولان قوهء قضاییه پیرامون این موضوع و نتیجهء قضاوت در آن بپرسیم هزار و یک دلیل میآورند که این امر قضایی بیاشکال پیش رفته است. گرچه، بسیار بعید میدانم که این دو حکم قضایی اجرا شود. اگر هم بشود، بسیار تاثیرگذارتر از دادگاه گالیله خواهد بود برای ما و برای اسلام. با این تفاوت که در مورد ما، بیش از تصلّبِ خرد، وثوقانه[3] و اقتدار سیاسی هم وارد میشود.
چرا ما در ایران اسلامی با چنین دادگاههایی و با چنین قضاوتهایی روبهرو هستیم؟ اگر به آنچه تاکنون در موردِ نبودِ مفهوم علم در ایران نوشتهام مراجعه کنید در مییابید که از دید من چنین رویدادهایی در شرایط حکمرانی ما کاملا طبیعی است و نباید تعجب کرد. وقیحانه بودن آن هم طبیعی است. اگر علم داشتیم و دانشگاه، آنوقت دانشگاهی که عضوی از آن متهم به انتحال است آبروی خود رادر این میدید که موضوع به لحاظ علمی روشن بشود، و هیئت علمی که مرتکب چنین خطایی شده فوری مؤاخذه شود؛ نه اینکه از متهم به هر قیمت دفاع کند که نکند آبروی دانشگاه برود. آبرو رفته، دانشگاه مَنگ است! هنگامی که در سال ۱۳۷۹ چنین رویداد انتحالی در مورد یکی از دانشگران با شهرت جهانی در رسانه های علمی جهان مطرح شد، پس از پیگیری در اجتماع علمی، و نه در دادگاههای مدنی، و پس از اینکه اجماع در پذیرش این ادّعا حاصل شد، شخص متهم، فیزیکدانی به نام Schoen، از اجتماع علمی خارج شد و دانشگاه بیلهفلد آلمان که به او دکتری داده بود رسما اعلام کرد دکتری وی دیگر اعتبار ندارد. نه لازم بود ۸۰ ضربه شلاق به کسی بزنند و نه ۹ ماه کسی را زندان کنند، و نه اصلا دادگاهی تشکیل شد. این یکی از روالهای مرسوم در اجتماع علمی است که در ایران هنوز حضور و ظهوری ندارد. اگر داشت، انجمن علمی مربوطه وارد گود میشد، دانشگران آن رشته موضوع را بررسی میکردند، و در صورت اثبات شخص متهم دیگر بهعنوان دانشگر اعتبار خود را از دست میداد و از صحنهء علم خارج میشد. ما اما نه «صحنهء علم» داریم و نه انجمنهای جا افتاده در رشتههای دانشگاهی و تخصصهای گوناگون.
منتظرم ببینم شاهد وقاحتی دیگر خواهیم شد. ۸۰ ضربه شلاق محقق خواهد شد، ۹ ماه زندان اجرا خواهد؟ بسیار بعید میدانم. اما ننگ این قضاوت از چهرهء علم ایران و دانشگاههای ما پاک نخواهد شد.
[1] عبور از سد را به قیاس از عنوان این کتاب گرفتهام: عبور از دیوارها، مارینا آبراموویچ، ترجمهء سحر دولتشاهی، نشر اورکا و نشر نظر، چاپ دوم، تهران، ۱۳۹۸. مارینا آبراموویچ از دیوارهای ذهنی و فرهنگی بسیار پریده است. ما اما سدّ فرهنگی بسیار ضخیم و بلندی در امر علم و دانش داریم، که دویست سال پس از آشنایی با علم مدرن حالا که مطرح میکنم بسیاری هنوز آن را توهّمِ من میپندارند چه رسد به اینکه بپذیرند. از عبور یا کوشش برای عبور خبری نیست! دیوار هم نیست، سدّی است وحشتزا!
[2] این مجموعه یادداشتها را بهزودی در مجموعهای با عنوان «طراحی مفهومی علم و دانشگاه» منتشر خواهم کرد.
[3] «وثوقانه» مفهومی است که به جای رانت در سپهر سیاسی ایران وارد کردهام (رک یادداشتهایم که بهزودی با عنوان طراحی مفهومی علم و دانشگاه در ایران منتشر خواهد شد، بخش ۲-۹).
برگرفته از کانال تلگرام دکتر رضا منصوری