نشریه ی بهار در سال نامه ی 1388 بخشی را با عنوان"سالی که بر اهل اندیشه گذشت" در صفحات خود گنجاند که در درآمد آن نوشته :

"درباره ی فعالیت های فکری و علمی در سال 1388 شامل تالیف، ترجمه و تحقیق و ... بهانه یی بوده است برای ارزیابی فضای فکری و فرهنگی کشور و سرانجام این که چه چشم اندازی برای سال آینده می توان پیش بینی کرد، فعالیت های فکری و قلمی پرسش های هستند که با چند تن از اهالی فرهنگ و اندیشه در میان گذاشته ایم..."

یکی از این شخصیت ها دکتر رضا منصوری است. در این بخش به نقل از دکتر منصوری نوشته شده است:

سال پرتناقض و عبرت انگیزی بود. از یک طرف سال شروع قطعی طرح های کلان تحقیقاتی در کشور بود، در حالی که از شروع مطرح کردن لزوم این طرح ها حدود 15 سال می گذرد. طرح های کلان تحقیقاتی مانند رصدخانه ی ملّی ایران، شتابگر ملّی، بی شکّ نه تنها موتور توسعه ی علمی کشور خواهند شد که در فرهنگ  عمومی کشور هم تاثیر گذار خواهند بود. همزمان با شروع قطعی این طرح های کلان که نتیجه ی تلاش بی وقفه ی چند دهه نیروهای اجتماعی آزاد شده بعد از انقلاب است، شاهد حرکت هایی هستیم که جزمیت و رکود قطعی در اینده ی علم ایران را به دنبال خواهد داشت. طرح ها و بخشنامه های اخیر وزارت مربوطه حکایت از بی خبری عمیق تهیه کنندگان آن از ماهیت علم دارد. هنگامی که توانایی جست وجو در اینترنت معادل 50 درصد توانایی تحقیق بدیع برای استخدام هیات علمی در دانشگاه را داشته باشد، باید گفت وزارت ما کلید به قهقرا رفتن دانشگاه ها را زده است. این حرکت ها خیانت به شهدایی است که جنگ را اداره کردند و خیانت به ایثار متخصصانی است که با تلاش 30 ساله ، توانایی علمی و دفاعی کنونی ایران را رقم زده اند.

حرکت هایی از این دست نگرانی من را برای یک دوران خشکسالی فرهنگی شدیدتر کرده است. جدا از تحقیقات در زمینه ی حرفه ی کیهان شناسی خودم، کتابی با عنوان " معماری علم در ایران" نوشته ام که قرار است در اوایل سال 1389 منتشر شود، هم چنین کتاب درسی در زمینه ی نسبّیت خاص که آن هم سال آینده منتشر خواهد شد. امیدهایی که سند چشم انداز در زمینه ی اندیشه و فرهنگ در من ایجاد کرده بود و نیز امیدهایی که رشد تعداد عنوان های کتاب های چاپ شده در ایران در دو دهه ی گذشته ایجاد کرده بود، با حرکت های اخیر برای من رنگ باخته اند و به شدت نگران خشکسالی فرهنگی در دهه ی آینده و در سررسید سند چشم انداز هستم. یادم نمی رود در سال های 59 و 60 که طرحی در دانشگاه مشهد ارائه و تصویب شد با عنوان "دستی کردن امور کامپیوتری". خوشبختانه در آن زمان به این طرح ها می توانستیم بخندیم، اما اکنون طرح امتیازدهی برای استخدام هیات علمی لرزه برتن هر ایرانی می اندازد و خوشحالی برای انیرانیان می آورد.