دکتررضا منصوری در فصلنامه ی اخبار پژوهشگاه دانش های بنیادی (شماره ی پیاپی 49، تابستان 1387) پیرامون رصدخانه ی ملی ایران  نوشت:

دفتر رصدخانه ی ملی ایران، باغ لارک، پژوهشگاه دانش های بنیادی

چاپ کتیبه ی سردر دفتر رصدخانه ی ملی ایران بر روی جلد این شماره ی اخبار بهانه ای به من داد تا در این یادداشت  به نکته ای بپردازم. زمانی که در معاونت پژوهشی وزارت عتف سند راهبردی طرح رصدخانه ی ملی ایران را تهیه می کردیم کمتر کسی تصور می کرد، یا انتظار داشت، ما به سمت تلسکوپی برویم با اهمیت جهانی. حتی پس از تصویب طرح در دولت  و تشکیل شورای راهبری آن، همکارانی بودند که اصرار داشتند ما به یک تلسکوپ نیم یا یک متری اکتفا کنیم. می گفتند مشکلاتی که بخش  اداری و مالی دولت بر سر راه ما خواهد گذاشت معلوم نیست ما را به کجا ببرد، بیایید یک تلسکوپ کوچک بخریم و جایی نصب کنیم. مخالفت جدی من با این دیدگاه، که سرانجام پس از شش ماه بحث، و شاید هم به دلیل سمتِ  آن موقع  در معاونت پژوهشی، پذیرفته شد، یا به آن تن داده شد، بیش تر به دلیل مفهوم مهم "نتایج نا منظور" بود.

"نتایج نامنظور" معادلی است که من برای مفهوم جدیدی که در علم اقتصاد باب شده است و به انگلیسی آن را "unintended consequences" می نامند گذاشته ام. دیده شده است که در سامانه های پیچیده از جمله اقتصاد، هنگامی که اقدامی با هدفی خاص انجام می شود، نتایج بسیار دیگری به بار می آورد که در شروع کار مورد نظر نبوده است. جامعه ی علمی هم سامانه ی پیچیده ای است. متخصصان علوم فیزیکی، که بنابر تربیت خود به روش و منش فروکاست گرایانه(reductionistic) خو گرفته اند، همین روش ها را نیز ناخودآگاه در سیاست گذاری علم به کار می گیرند و متوجه اهمیت نتایج نامنظور نیستند.

پروژه ی مانهاتان در خلال جنگ جهانی دوم نقطه ی شروع پروژه های کلان علمی در دنیاست. بی جهت نیست  وانِوار بوش که در سال 1327/1948 پس از اتمام پروژه ودیدن اهمیت آن، سند مهم سیاستگذاری آمریکا را با عنوان "the endless frontiers" منتشر می کند که از آن اخیرا به عنوان سند انقلاب علمی وانِوار بوش یاد می شود. اهمیت پروژه های کلان علمی،  نه تنها در نفس وجود آن ها و در پاسخگویی آن ها به یک یا چند سوأل علمی بشر است، بلکه به علت تأثیرگذاری قطعی آن ها در توسعه ی کشورها از طریق "نتایج نامنظور" آن هاست. در برسی اقتصادی نتیجه ی طرح های پژوهشی به این نتایج نا منظور توجه می شود. تجربه ی پنجاه سال گذشته ی کشورهای صنعتی آن ها را به سمت برنامه ریزی های دراز مدت و تعیین نقشه ی راه هدایت کرده است، و نیز توجه آن ها را به طرح های کلان سوق داده است. از جمله، ایالات متحده ی آمریکا و اروپای متحد هر دو برای بازه های زمانیِ ده ساله یا طولانی تر نقشه ی راه تهیه می کنند. آمریکا، در زمینه ی نجوم و کیهان شناسی، کمیته ای به سرپرستی راجر بلانفورد تشکیل داده است تا طی دو سال نقشه ی راه ده ساله را برای دهه ی دوم قرن بیست ویکم تهیه کند. در همین ماه ها اروپای متحد هم برنامه ی بیست ساله ی نجوم و کیهان شناسی خود را، شامل 100 پروژه هر کدام به ارزش دست کم ده میلیون یورو، منتشر کرده است. سیاستگذاران و منجمان می دانند که پس از طی این دوره ی ده یا بیست ساله، هم به نتایج علمی قابل توجهی دست می یابند که کنجکاوی بشر را ارضاء می کند، و هم توسعه ای و ظرفیت سازی نیروی انسانی آن بیش از مبلغ سرمایه گذاری شده است. در این میان کشورهای بی برنامه و بی نقشه، مانند ایران، خود را در مقابل مجموعه هایی از کشورها می بینند که چه به  لحاظ علمی و چه به لحاظ فرهنگی قدرتمندترند. توانایی رویارویی ما با فرهنگ هایی این چنین قدرتمند با قدرت فزاینده ی برنامه ریزی شده، ضعیف تر می شود و تهاجم فرهنگ های قدرتمند اثرگذارتر می شود؛ مگر این که هوشیار شویم و نقشه ی راه خود را تهیه کنیم. نقشه ی جامع علمی کشور، اگر پیش نویس منتشرشده ی آن را ملاک قضاوت بگیریم، راهی به ما نشان نمی دهد، و از نوع زیره فریبی(1) است.

در این کویر بی راهی، رصدخانه ی ملی ایران، به عنوان تنها طرح کلان پژوهشی کشور، باید بتواند نتایج نامنظور فراوانی به بار آورد و پژوهشگاه دانش های بنیادی به عنوان متولی طرح باید بتواند توان اجرایی خود را برای به ثمر رساندن این سبک از نتایج، علاوه بر هدف اصلی منظور، یعنی داشتن تلسکوپ ملی، به نحو احسن به کار گیرد.


"مشاورالملک، شما هنوز جوانید و خام و تازه از فرنگ برگشته اید و دماغتان هوای بلاد اجنبی دارد. فی الحال به شما می گوییم که در تدبیر مملکت نمی توان اسراف روا داشت. جوان، در کل ممالک محروسه کرور کرور خرج زمین و زمان و چاکران دربار و جماعت رعیت و سفارتخانه های دول بیگانه کرده ایم و هر روز جز لعنتی از کسی نشنیده ایم. همین مانده است که به هوا بپردازیم، نه! ما را نیازی به اسباب فرنگی تفرج آسمان نیست. بدانید که نباید پول را خرج هوا کرد. شما نیز عجالتا بار و بُنه جمع کنید تا بار دیگر عازم بغداد شوید. شما را بار دیگر به سرقنسولی آن دیار مأمور می کنیم. در این کار بکوشید نه در کار هوا".

ناصرالدین شاه به محمودخان قمی منجم تحصیل کرده ی فرانسه


 

یادداشت

1)در مناطق کم آب ایران که زیره کشت می شود، کشاورزان شب هنگام، به وقت آبیاری، با تمام وسایل ممکن ادای آبیاری را در مزارع در می آورند. گویند زیره، روز بعد از این ادای آبیاری، شکوفا می شود. این عمل را زیره فریبی می گویند!